آردین و آویناآردین و آوینا، تا این لحظه: 12 سال و 6 ماه و 7 روز سن داره

خاطرات دخترانه و پسرانه های من

من آوینا هستم خاطرات خودم و داداشم رو تو این وبلاگ ثبت می کنم

و بالاخره تولد من برگزار شد البته دو روز جلوتر به نظر شما این پست چند تا لایک می خوره؟

مطابق روال هر هفته که من و آردین یک روز در هفته و اون هم  پنجشنبه خونه مامان نسرین می رم این هفته من و أردین رفتیم خونه مامان نسرین! با یه اتفاق ویژه و اینکه بابام منو سورپرایز کرد! شب هم کباب خرید( من عاشق کباب هستم) هم یه کیک خرید! من دوست داشتم کیک تک شاخ بگیرم اما بابای من یه کیک ساده خرید و گفت ما زیاد کیک دوست نداریم فقط به خاطر شما گرفتیم راستی اون گل که تو تصویر هست من بزای مامان نسرین از باغچه خونه شون کندم! اما بهرحال تولد من همینطور ساده مثل هر سال برگزار شد اما درست مثل چهار سال گذشته خبری از  مادرم نبود که نبود! ...
22 فروردين 1404

عکس از جشنواره نوروزی به نظر شما من با این عکس برنده جشنواره می شوم؟

جشنواره نوروزی عکس و نقاشی گذاشتند من هم همچنین عکسی رو کشیدم ،عکس من و  آردین به همراه بابا متصور در بازاز بزرگ رشت(شهرداری و بازار ماهی فروشان) به نظر شما من در این جشنواره برنده میشم؟ راستی کسی هست اینجا معنای تره ... اوچین،زبان شمالی ها که ماهی فروش داره میگه را بدونه؟ ...
17 فروردين 1404

نماز شب

این روز ها که روز های آخر ماه رمصان است پدرم حس و حال عجیبی دارد،انگار دارند یه چیزی رو ازش می گیرند،بعضی وقتها بعضی حس ها خریدنی هستند! من که تو سالن می خوابم بعضی وقتها که نمی خوابم نیمه های شب پدرم رو می بینم که جا نماز رو پهن کرده داره نماز می خونه،بهش می گم بابا جون تو که نماز هاتو خوندی ،این چه نمازی هست که داری می خونی؟ من رو تو سجاده نمازش بغل می کنه بوسم می کنه،میگه نماز قضا و نماز شب منه ! می گم نماز شب چی هست ؟ می گه یازده رکعته و توضیح می ده که چطور می خونند! می گم این نماز آخر یک رکعتی چیه که اینطوری منقلبت می کنه و قنوت طولانی دارد! می گه دخترم این نماز وتره و توی قنوتش من رو هم دعا می کنه! توی همون حال که ...
8 فروردين 1404

پارت اول سفرنامه نوروزی ۱۴۰۴

مثل هر سال سفرنامه نوروزی را برای شما نی نی وبلاگی ها می نویسم با این تفاوت که امسال یه مهمون کوچولو هم با ما همراه بود! قبل از سفر بابام ماشین صفر fmc 511 رو تحویل گرفت،برای ما که حدودا یکسالی ماشین نداشتیم خبر خوبی بود! مثل هر سال ما رفتیم رشت و باز مثل هر بار اول سفر یه سر به میدان بزرگ رشت زدیم! مجسمه های مرد ماهی فروش زیر باران زیبای رشت جلوه زیبایی به میدان بزرگ رشت می داد! صدای کاسب های محل و ماهی ها زنده داخل میدان جلوه بسیار زیبایی از سرزندگی شهر رشت بود! جای همگی خالی! ...
1 فروردين 1404
1